جهان سوم كه اكثر كشورهاي دنيا را تشكيل مي دهند، غالبا دستخوش نابسامانيهاي مختلف هستند. آنها همواره به خاطر برخورداريهاي گوناگون براي گرفتن امتيازهاي كوچك مجبور به اعطاي امتيازات بزرگتري شده اند. به عنوان مثال كشورهايي بوده اند كه به علت عدم خودكفائي حتي در محصولات كشاورزي براي رفع احتياجات داخلي مجبور به دادن امتيازات بزرگتري از قبيل بهره برداري از منابع حياتي خود شده اند . اغلب اين كشورها در لابلاي مشغوليت هاي مختلف و زير فشار گرفتاريهاي روزمره زندگي كه ساخته دست كشور سلطه جو است از انديشيدن به عواقب بسيار بد وابستگي هميشه دور نگاه داشته شده اند.در صحنه كشمكش ها و مبارزات سياسي ، نيروهاي اهريمني با ساز و برگ مدرن برآنند نخستين دژي را كه براي رسيدن كشورهاي تحت سلطه به استقلال به وجود مي آيد ، دچار هجوم خود قرار داده و كاخي جديد بر ويرانه هاي آن بنا سازند. اينجاست كه نيروي عزم و قدرت نفس و ايمان كه سر منشاء اصالت هاي ذاتي است ، كارآئي دارد و مي تواند حصار پولادين و خلل ناپذير را حفظ كند و با فداكاري و وحدت اثر آن هجوم را از بين برده و آن طور كه خود خواهانند كشور را به استقلال اقتصادي و سياسي و ديگر پيامدهائي كه به همراه دارد سوق دهند. اين خود نيز هدف است و هدف سازنده " مقدس " مي باشد.
اين هدف را همواره مي توان پيمودن راهي براي رسيدن به سر منزل مقصود بر طبق برنامه ريزي هاي دقيق دانست . در اين صورت ناگزير بايد راه اصلي را كه بدان مقصد مي رسد شناخت و از پيمودن كوره راهها و راههاي انحرافي و حركت هاي بيهوده جلوگيري كرد. و براي تداوم حركت و حفظ جهت گيريهاي صحيح اقتصادي بايستي مسير را تشخيص داد و هدف را همواره در نظر داشت . شالوده ريزان و برنامه ريزان بايد توجه داشته باشند كه برنامه ريزي طرحهاي عمراني و توليدي بايد بر اساس برآوردهاي صحيح از نيازها، كمبودها و امكانات و مقدورات طبيعي استان و يا در سطح وسيعتر كشور تهيه شده به مورد اجرا گذاشته شود تا بدان نتيجه موعود و مطلوب رسيد.علي ايحال در هر جامعه معمولا دستيابي به اهداف اقتصادي در قالب برنامه هاي كوتاه مدت ، ميان مدت و بلند مدت همواره مورد توجه مسئولين و برنامه ريزان و انديشمندان اقتصادي قرار دارد. اهداف كوتاه مدت به زبان علمي شامل " موازنه ارزي " ، اشتغال كامل و تثبيت قيمت ها است ، كه سه اصل فوق همواره مورد عنايت خاص دولت مي باشد ، ضمن آنكه به اهداف بلند مدت " توزيع عادلانه ثروت ، تقسيم بهينه عوامل توليد و توسعه نقاط محروم كشور" نيز توجه دارد.
كشور وسيع و پهناور جمهوري اسلامي ايران از موقعيت خاص و عالي برخوردار است ، زيرا از شمال با كشورهاي تازه استقلال يافته شوروي قديم ( بعد از فروپاشي نظام كمونيستي ) هم از طريق راههاي آبي و هم خشكي ارتباط دارد و از جنوب از طريق راههاي آبي بين المللي قادر است به تمام نقاط دنيا دسترسي داشته باشد و ضمن آنكه از دو طرف ديگر با كشورهاي افعانستان ، پاكستان ، تركيه و عراق از راه خشكي و كويت ، بحرين ، قطر و عمان از راه آبي در تماس است كه بهترين بازارهاي صادراتي ايران را مي توانند تشكيل دهند.
ايران از نظر معادن ، در مقايسه با كشور مزبور داراي منابع عديده ، غني و سرشار با ذخيره فراوان است كه اولا بهترين منابع تامين كننده مواد اوليه خيلي از كارخانجات هستند ، ثانيا استخراج معدن در ايجاد ارزش افزوده با الهام و استفاده از تكنولوژي برتر كه در كاهش قيمت تمام شده كالاهاي توليدي فراواني دارد ، موثر و پيامدهاي مثبت ديگري را نيز به همراه خواهد داشت . در يك مقايسه نسبي كه از نظر قدرت خلاقيت و توانائيهاي فكري نيروي انساني با مزيت كشورها انجام پذيرفته است ، ايران را مي توان بالقوه و بالفعلي از بعد نيروي متخصص و نيمه متخصص و ساده با ضريب كارآئي و مهارت فراوان است كه مي توان با مديريت، تربيت و استفاده بهينه نيروها ، راه توسعه آتي را در زمينه هاي مختلف هموار ساخت .