در سالهاي اخير، از توسعه صادرات غيرنفتي به عنوان يكي از سياستهاي مورد تأكيددولت نام بردهاند. تحليلگران اقتصادي كشور نيز، كم و بيش، به موضوع توسعه صادراتغيرنفتي به عنوان راهبردي موفقيتآميز براي رسيدن به نرخ رشد اقتصادي بالا، اشاره كردهاند.راهبرد توسعه صادرات، در واقع، پس از تجربه موفقيتآميز در شماري از كشورهاي در حالتوسعه، وارد متون اقتصادي گرديد. از لحاظ تجربي نيز در سالهاي اخير، در اين مورد مطالعاتزيادي صورت گرفته است. در اين مقاله، كوشيدهايم تا با دادههاي آماري ايران و استفاده از يكمدل تابع توليد، اثرهاي رشد صادرات غيرنفتي را بر رشد اقتصادي، بررسي نماييم. در مدلمورد استفاده در اين پژوهش، اثر صادرات غيرنفتي بر رشد اقتصادي از طريق اثرهاي جانبي وافزايش بهرهوري، توضيح داده ميشود. نتايج اين پژوهش كه براساس دادههاي آماري سالهاي۱۳۴۶ تا ۱۳۷۶، انجام يافته است، اثرهاي مثبتي از رشد صادرات غيرنفتي را بر رشد توليدناخالص داخلي بدون نفت در ايران، نشان نميدهد. به نظر ميرسد ميزان صادرات غيرنفتي درايران و تركيب آن، در اين زمينه، علل اصلي باشند.